محل تبلیغات شما
دقیقا از آخرین باری که همدیگر را دیدیم نه بگذار کمی بیایم اینورتر از آن شبی که تورا از دور در لباس سفید عروس دیدم که چشم آسمان کور همچون ستاره ای زیبا قدم ور میداشتی، راستش باید خیالم راحت میشد که خوشحالی. دقیقا از بعد همان شب فراموشی ات را استارت زدم. شاید فراموشی واژه درستی نیست، نمیدانم همان استارت زندگی بعد از تو بهتر است. بالاخره استارتش را زدم. اما امان از دختران این شهر همه اشان یادشان آمده بود از آن شب به بعد لاک بزنند یا چقدر حس میکردم تورا

همان گوشه دنج همیشگی...

بماند به یادگار از گذشته هایی که نگذشته.

یک فنجان چای محو تماشای تو

شب ,دقیقا ,استارت ,زدم ,تورا ,فراموشی ,دقیقا از ,از آن ,بهتر است ,تو بهتر ,از تو

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها